شهید محمد حسین علم الهدی

شهید محمد حسین علم الهدی

 

مشخصات

۱ نام محمد حسین ۷ مدرک تحصیلی لیسانس تاریخ
۲ نام خانوادگی علم الهدی ۸ محل شهادت در عملیات روز اربعین
۳ محل تولد اهواز ۹ نحوه شهادت توسط تانکهای دشمن
۴ تاریخ تولد ۱۳۳۸ ۱۰ محل خاکسپاری هویزه
۵ تاریخ شهادت دی ماه ۱۳۵۹ ۱۱ شاخصه فرمانده سپاه
۶ سازمان سپاه ۱۲

 

سوابق خدمتی

ردیف مسولیت/سوابق خدمتی مدت تاریخ مسولیت
۱ گروه موحدین را تشکیل داد در سال ۵۱
۲ نمایشگاهی در اهواز برپاکرد تا با دلایل و اسنادکافی وقوع این جنگ نابرابر را پیش بینی کند در سال ۵۸
۳ فرمانده آموزش سپاه اهواز
۴ فرمانده سپاه هویزه

 

زندگینامه

سال ۱۳۳۸ه ش در خانواده مجاهد مرحوم، آيت الله سيد مرتضي علم الهدي به دنيا آمد. يازده سال بيشتر نداشت که شروع به تشکيل کتابخانه و جلسات سخنراني و تدريس قرآن در مساجد اهواز کرد. اولين اقدام انقلابي او به آتش کشيدن سيرک رقاصه هاي مصري در اهواز بود. محمدحسين هنوز در سنين نوجواني بود که مبارزات فرهنگي و سياسي را با حکومت فاسد پهلوي آغاز کرد. سال ۱۳۵۶ گروه موحدين رادر اهواز تشکيل داد تا با سازماندهي بهتري به مبارزه با ظلم و فساد دربار پهلوي برود. سال ۱۳۵۷ دستگير شد و پس از تحمل شكنجه هاي زياد محكوم به اعدام شد؛ جرم او اقدام به کشتن فرمانده نظامي شاه در استان خوزستان بود، کسي که به دستور او صدها نفر از مردم اين استان به شهادت رسيده بودند. او طرح پيشنهادي “ولايت فقيه”را براي گنجاندن در پيش‌نويس قانون اساسي ارائه داد. ايمان را همراه با علم مي خواست، بنابراين به تحصيل در رشته تاريخ پرداخت. او از همان آغاز دانشجويي خود در مشهد، با حوزه علميه اين شهر و به خصوص با روحانيون مبارزي چون حضرت آيت الله خامنه اي، آيت الله واعظي طبسي و شهيد هاشمي نژاد آشنا شد. پس از سقوط کامل نظام طاغوت، او در کميته ي انقلاب اسلامي سابق که در اهواز تشکيل شد، نقش اساسي داشت و براي مدتي هم مسئوليت کميته انقلاب مستقر در کاخ استانداري خوزستان را به عهده داشت. عضو اولين شوراي تشکيل دهنده سپاه پاسداران در خوزستان بود اما با توجه به فعاليت شديد گروهک هاي منحرف، حسين کم کم تمام مسئوليت هاي اجرايي را کنار گذاشت و بيشترين نيروي خود را در برنامه فرهنگي متمرکز کرد. در کلاسهايي که در سپاه پاسداران، جهاد سازندگي سابق و دانشگاه اهواز برگزار مي شد، حسين تدريس عقايد و تاريخ اسلام و نهج البلاغه را به عهده داشت. با ورود محمد حسين به سپاه خوزستان او به عنوان فرمانده آموزش اين سپاه منصوب شد. محمد حسين درسال ۱۳۵۹ در يک سفر تاريخي عشاير هويزه رابه جماران آورد تا اين مردم زحمت کش وفهيم که سالهاي سال ماموريت بزرگ پاسداري از مرزهاي ايران اسلامي وبزرگ را به عهده داشتند با بزرگترين پاسدارحريم علوي در دوران معاصر يعني امام خميني(ره)پيمان وفاداري ببندند. سرانجام در عمليات روز اربعين که در ديماه ۱۳۵۹ انجام شد به همراه۱۰۰نفر از دانشجويان خط امام، نيروهاي سپاه ونيروهاي مردمي در لشکر ۹ مکانيزه از نيروهاي دشمن که ده ها دستگاه تانک آنها را حمايت مي کردند وخيانت دشمنان داخلي مثل ابوالحسن بني صدررئيس جمهور خائن و… تاتمام شدن مهمات ايستادگي کرد وبا تحمل تشنگي و گرسنگي، بعد از ديدن شهادت تک تک همرزمان خود، در حاليکه قرآن به دست داشت با فرياد الله اکبر به شهادت رسيد.

 خاطرات

راوی خاطره:

نيروهاي عراقي در اين منطقه متشكل از واحدهاي تانك از نوع «تي – ۶۲»، «تي ۵۵»، موشك هاي زمين به زمين و امكانات نظامي پيشرفته و بيش از ۶ هزار نفر پياده بودند. ولي نيروهاي اندك مدافع شهرکه تعدادشان به دويست نفر هم نمي رسيد، از كمترين امكانات دفاعي هم بي بهره بودند. در چنين شرايطي ۵۰ تا ۶۰ نفر از برادران سپاه براي جلوگيري از پيشروي دشمن مسؤوليت مين گذاري       جاده ها را به عهده گرفتند. زيرا اين جاده ها و راه هاي عبور، براي دشمن به مانند رگ هاي حياتي براي ادامه ي تجاوز محسوب مي شد. دو هفته قبل از آن كه عمليات مدافعان اسلام عليه نيروهاي عراقي در اين منطقه انجام گيرد، بني صدر دستور تخليه ي هويزه را از برادران بسيج و پاسدار صادر و دستور داد كه در سوسنگرد مستقر شدند.اين دستور بني صدر، با مخالفت جدي شهيد سيد محمد حسين علم الهدي و ديگر برادران مواجه شد. بعد از آن كه علم الهدي با حضرت آيت الله خامنه اي تماس گرفت، دستور بني صدر لغو شد و برادران پاسدار در هويزه باقي ماندند. يك هفته بعد، تصميم بر آن شد كه از محور هويزه و سوسنگرد حمله انجام گيرد. اين عمليات را مي توان نقطه ي عطف عمليات منظم برادران ارتش و سپاه دانست.
تانك ها به حدود پنجاه متري خاكريز رسيده بودند كه يكباره حسين از جا بلند شده و نزديك ترين تانك را نشانه گرفت. گلوله درست به وسط تانك خورد و آن را به آتش كشيد. غير از حسين دو نفر ديگر كه آر. پي. جي داشتند، دو تانك ديگر را نشانه رفتند و هر دو را به آتش كشيدند. بقيه تانك ها سر جايشان ايستادند و ناگهان خاكريز را به گلوله بستند. خاكريز يكپارچه دود شد و بعيد بود كسي سالم مانده باشد. روزعلي بلند شد و نزديك ترين تانك را نشانه رفت و با اينكه فاصله كم بود، تانك را از كار انداخت. قامت حسين دوباره از ميان دود و گرد غبار پشت خاكريز پيدا شد و يك تانك ديگر با گلوله حسين به آتش كشيده شد. پيدا بود كه از همه افراد گروه فقط روزعلي و حسين زنده مانده اند. حسين از جا كنده شد و خود را به خاكريز ديگر رساند. تانك ها هنوز ما را نديده بودند. پيشروي تانك ها دوباره شروع شد. حسين پشت خاكريز خوابيده بود. تانك به چند متري خاكريز كه رسيد، حسين گلوله اش را شليك كرد. دود غليظي از تانك بلند شد. تانك ديگري با سماجت شروع به پيشروي كرد. روز علي كه آر. پي. جي را آماده كرده بود، از خاكريز بالا رفت و آن را هدف قرار داد. تانك به آتش كشيده شد و چهار تانك ديگر به ده متري حسين رسيده بودند. حسين از جا بلند شد و آخرين گلوله را رهاكرد. سه تانك باقيمانده در يك زمان به طرف حسين شليك كردند. گلوله ها خاكريزش را به هوا بردند. گردو خاك كمي فرو نشست، توانستيم اول آر. پي. جي و سپس حسين را ببينيم. جسد حسين پشت خاكريز افتاده بود و چفيه صورتش را پوشانده بود. يكي از تانك ها به چند متري حسين رسيده بود و مي رفت كه از روي پيكر حسين عبور كند.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *