Search
سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸
  • :
  • :

شهید احمد شوش

مشخصات

۱ نام احمد ۷ مدرک تحصیلی دیپلمه
۲ نام خانوادگی شوش ۸ محل شهادت در نزدیکیهای پل نو
۳ محل تولد خرمشهر ۹ نحوه شهادت مورد هدف گلوله دشمن قرار گرفت
۴ تاریخ تولد ۱۳۳۵ ۱۰ محل خاکسپاری
۵ تاریخ شهادت ۸/۷/۱۳۵۹ ۱۱ شاخصه فرمانده گروهان
۶ سازمان جهاد      

 

سوابق خدمتی

ردیف مسولیت/سوابق خدمتی مدت تاریخ مسولیت
۱ فرمانده کمیته انقلاب اسلامی در خرمشهر
۲ فرمانده گروهان اول از گردان امام حسین (ع) لشکر۷
۳ در چند عملیات د رفلسطین اشغالی شرکت کرد ۴ماه
۴ رئیس جهاد سازندگی خرمشهر
۵ فرمانده انتظامات استانداری خوزستان
۶ فرمانده کمیته انقلاب اسلامی(سابق) اهواز

 

زندگینامه

سال ۱۳۳۵ ه ش در شهر خرمشهر به دنيا آمد تولدش همزمان بود با روز ۲۸ صفر سال قمري . احمد دوران تحصيلات را تا سال چهارم دبيرستان با موفقيت گذراند و به علت وضعيت نا مناسب اقتصادي خانواده اش، تحصيل را کنار گذاشت و به کار پرداخت. مدتي بعد به سربازي رفت. دوره خدمت سربازي او همزمان شده بود با اوج گيري وخيزش همگاني مردم بر عليه حکومت ديکتاتوري شاه. در پي دستور امام مبني بر ترک پادگانها و مرکز نظامي اوتمام خطرات اين کار را پذيرفت و از پادگان فرار کرد تا اراده اش را نسبت به مولا و مقتداي مسلمانان ابراز نمايد. پس از ترک خدمت سربازي، تمام توان و وقتش را صرف مبارزه با حکومت خائن شاه کرد. به همراه دو تن از دوستانش با ابتکار، دستگاه تکثير ساده اي را ساختند واقدام به چاپ و پخش پيام هاي حضرت امام (ره) به مردم نمودند. به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي و تشکيل کميته انقلاب اسلامي با همکاري دوستانش، فرماندهي اين نهاد در خرمشهر به ايشان سپرده شد. مدتي بعد و با آرام شدن اوضاع شهر او به سمت مسئول جهاد سازندگي(سابق) خرمشهر منصوب شد. در طول فرماندهي و مديريتش فقط به رضاي خداوند مي انديشيد و مي گفت: «وقتي نيت براي خدا باشد، کميته؛ جهاد، سپاه و هر جاي ديگر فرقي نمي کند.» احمد توسط منافقين شناسايي و ترور شد اما از اين ترور جان سالم به در برد و از ناحيه ران به شدت مجروح شد .با توجه به شدت جراحت و آسيب ديدگي او را براي معالجه به آلمان اعزام کردند. احمد پس از معالجه و بهبودي به سوريه رفت تا از آن جا به کمک برادران فلسطيني اش بشتابد. در چند عمليات در فلسطين اشغالي شرکت کرد و تجارب خود را به مبارزان فلسطيني منتقل نمود و پس از ۴ ماه به وطن بر گشت. او پس از مراجعت به کشور، در مسئوليتهاي رئيس جهاد سازندگي(سابق) خرمشهر،  فرمانده انتظامات استانداري خوزستان و فرمانده کميته انقلاب اسلامي(سابق) اهواز فعاليت نمود. او در نبرد تن به تن در مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر که تعداد اندکي از رزمندگان در مقابل چند لشکر دشمن انجام دادند؛ شکارچي تانک لقب گرفت. احمد در يک روز آنقدر آرپي جي شليک کرد که کتفش سوخت. در روزهاي سخت نبرد ورد زبانش اين شعر حماسي بود: “من ايرانيم آرمانم شهادت.” احمد فرمانده بود اما بيشتر از نيروهاي تحت فرمانده اش تلاش مي کرد. سر انجام در نهمين روز از تجاوز همه جانبه ي دشمن، درتاريخ ۸/ ۷/ ۱۳۵۹ که براي شناسايي به نزديکي هاي پل نو رفته بود، مورد هدف گلوله هاي دشمن قرار گرفت و به شهادت رسيد.

وصیت نامه

قبل از حرکت به سمت جبهه، در جمله اي حماسي به همرزمانش گفت:« وقتي کفار به خاک مسلمين تجاوز کرده باشند، براي مسلمانان عقب نشيني معنا ندارد، فرق اسلحه ما با سلاحهاي پيشرفته در اين است که سلاح هاي پيشرفته يا برد بيشتري دارند و يا قدرت تخريب بالاتر ولي سلاح هاي ساده ما مجهز به ايمان به خداوند متعال است.»




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *