Search
یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • :
  • :

شهید عبد المحمد سالمی

مشخصات

۱ نام عبدالمحمد ۷ مدرک تحصیلی دوران ابتدایی
۲ نام خانوادگی سالمی ۸ محل شهادت جزیره ی مجنون
۳ محل تولد قریه ام الصخر از توابع شادگان ۹ نحوه شهادت بر اثر اصابت تیر به قلب
۴ تاریخ تولد ۱۵/۹/۱۳۲۶ ۱۰ محل خاکسپاری مفقود الاثر
۵ تاریخ شهادت ۲۶/۱۲/۱۳۶۲ ۱۱ شاخصه جهادگر
۶ سازمان جهادسازندگی

 

سوابق خدمتی

ردیف مسولیت/سوابق خدمتی مدت تاریخ مسولیت
۱

 

زندگینامه

عبدالمحمد دوران ابتدایی را در مدرسه علامه اهواز، با موفقیت گذراند. درهمان ابتدای جوانی پدرش به رحمت ایزدی پیوست و بار سنگین امرار معاش خانواده بر دوش وی افتاد و به دلیل وضعیت بد اقتصادی، به ناچار پس از دوران ابتدایی ترک تحصیل نمود. اوقات فراغت را به کار و ورزش می پرداخت. در سال ۱۳۵۱ عضو تیم فوتبال پاس اهواز شد. و نیز در شرکت نفت به صورت کارگر پیمانی مشغول به کار شد. در سال ۱۳۵۴ به نمایندگی کارگران انتخاب شد. او که علیه سودجویی پیمانکاران ظالم در شرکت نفت به پا خواسته بود از شرکت نفت خارج شد. عبدالمحمد با خانمی از خانواده متعهد و مذهبی، ازدواج کرد. که حاصل این ازدواج سه فرزند دختر و دو پسر است. با توجه به فقر مالی هیچ گاه گله و شکایتی نمی کرد. و بهترین غذایش نان و چایی بود. با این حال همیشه شاکر بود. خدمت سربازی نرفت. زیرا می گفت: برای رژیم شاهنشاهی خدمت نمی کنم. دوشادوش توده میلیونی مردم مسلمان برای سرنگونی رژیم فاسد پهلوی به فعالیت خود چندین برابر افزود. پس از پیروزی انقلاب به شرکت نفت برگشت و با شنیدن پیام امام برای سازندگی روستاها علیرغم اینکه از شنبه تا چهارشنبه به کار اصلی خود در شرکت مشغول بود از بعدازظهر چهارشنبه تا عصر جمعه با جهادگران در نقاط محروم خدمت می کرد. از جمله فعالیت ها حفر چاه عمیق و نصب مخزن آب در روستای دشت بگعه خسرج بوده است. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی رفتن به جبهه را یک تکلیف می دانست. وی در اکثر عملیات های شناسایی دیده بانی، و تامین راه فعالانه شرکت داشت. و تنها کسی بود که در شناسایی جلیقه ی انفجار می پوشید تا اگر احساس شود لو رفته است، تکه تکه شود و از بین برود تا نقشه عملیات افشا نشود. ویژگی های شخصیت رزمی او چنین بود که در انتخاب مشکلترین عملیات، و عبور از گذرگاه های آتشین جبهه پیشگام بود. از آنجایی که سالمی عرب بود. آشنایی به زبان عربی، پوشش مناسبی برای ماموریت های برون مرزی بود. گاهی نیز دراین ماموریت های برون مرزی به زیارت عتبات عالیات مشرف می شد. او خیلی کم به مرخصی می رفت. او که به همراه برادر دو قلویش به جبهه رفته بود. هیچ گاه هر دو با هم به مرخصی نمی رفتند. سرانجام در عملیات خیبر با اینکه ماموریت او فقط تهیه ی اطلاعات بود، اما هنگامی که دید به کمک احتیاج است. به منطقه رفت. در صورتی که به او دستور داده بودند، به عقب برگردد. در کنار رزمندگان ماند و به شهادت رسید.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *