Search
سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸
  • :
  • :

شهید عزیز الماسی

مشخصات

۱ نام عزیز ۷ مدرک تحصیلی دیپلم
۲ نام خانوادگی الماسی ۸ محل شهادت اهواز
۳ محل تولد امیدیه ۹ نحوه شهادت آتش سوزی چاه نفت
۴ تاریخ تولد ۱۳۴۰ ۱۰ محل خاکسپاری امیدیه
۵ تاریخ شهادت ۲۸/۱۱/۱۳۷۱ ۱۱ شاخصه مدیریت مهندسی
۶ سازمان سپاه      

 

سوابق خدمتی

ردیف مسولیت/سوابق خدمتی مدت تاریخ مسولیت
۱

 

زندگینامه

عزیزالله دارای خصوصیات منحصر بفرد بود او در محروم نوازی و سرکشی به ایتام فردیکم نظیر و در دفاع از حق و حقیقت مصمم و در هزینه کردن امکانات و تواناییها در راه هدف، سعادتمند و دوستی مخلص و با محبت بود. شهید الماسی در دوران کودکی مادر و در جوانی پدر خود را از دست داد و می توان گفت که یکی از ویژگی های عزیز یعنی رسیدگی به ایتام از اینجا شکل می گرفت. وی به انجام کار نیک دور از عجب و ریا علاقمند بود و همواره می گفت اگر انسان اخلاص داشته باشد باید خیرش در چشم خلایق کتمان و پنهان باشد و از این جهت باید گمنام بود.

شهید عزیزالله الماسی در سال ۱۳۴۰ در خانواده ای متوسط دیده به جهان گشودو از بدو تولد رنج و مشقت بسیار کشید همیشه همراه پدرش بود و شنا و اسب سواری را نزد پدر آموخت. هفت ساله بود که مادرش این گنجینه محبت و صفا را از دست داد و در سال ۱۳۵۸ از هنرستان فارغ التحصیل شد و در مهرماه سال ۱۳۵۹ به عضویت سپاه درآمد. از اوان کودکی آزادمنش بود و هرگز طاقت دیدن بی بندوباریها و افراد شرور و ناصالح را نداشت و در هرکجا آنها را می کوبید. همیشه عقیده داشت انسان نباید شرف خود را فدای چند روز زندگی کند.

از آغاز جنگ تحمیلی در جبهه حضور داشت وقتی برای چند روزی به منزل می آمد روحش آرام نمی گرفت و با معضلات اجتماعی ستیز می کرد. هیچ وقت احساس خستگی نمی کرد. در سال ۱۳۶۵ در دانشگاه اهواز قبول شد و بعد از انتقال خانواده به اهواز مدتی به دانشگاه رفت ولی از آنجا که روح بلندش آرام و قرار نداشت بار دوری از جبهه را نتوانست بردوش بکشد و درس و دانشگاه را برای رسیدن به جبهه و جنگیدن در راه خدا رها کرد و گفت: امام خواسته اند ما به جبهه برویم و آنجا را پر کنیم.

همیشه اول نمازش را اقامه می نمود و پس از نماز با صوت دلنشین قرآن تلاوت می کرد. شهید الماسی در طول مدت زندگیش، هرگز مسئولیت هایش را در سپاه و جبهه ابراز نمی کرد. او پس از خاتمه جنگ تحمیلی طبق تکلیف به جهت خاموش کردن چاه های نفت کویت به آن دیار رفت و پس از بازگشت از کویت محل کارش را به تهران منتقل و در آنجا انجام وظیفه نمود تا اینکه به لبنان رفت و از هوش و ذکاوت و ابتکار خود به نفع مردم مظلوم آن دیار استفاده کرد.

سرانجام روح ملتهب سردار عزیزالله الماسی اسوه جوانان امیدیه در هنگام ماموریت اطفای حریق چاه ۵۰ اهواز که توسط منافقین به آتش کشیده شده بود آرام گرفت و مزد سالها حضور در جبهه را با شهادت کسب کرد و این سندی است برای مظلومیت سپاه حضرت روح الله و افتخاری است در پیشگاه باری تعالی.

وصیت نامه

فرازی از وصیت نامه شهید:

همیشه از مرحوم پدرم یا هر روزگار دیده دیگری می پرسم که این همه عمرت چگونه گذشت، جواب می دادند که انگار همین دیروز بود که ما با بچه ها بازی می کردیم، پس جهان در گذر است و برای غافلان باور کردنی نیست.

فرزند عزیزم مصطفی: درد دل کردن کار مرد نیست اگر بود می توانستم سفره  دلم را برای تو بگشایم آن وقت شرح حال این نامردها را برایت می گفتم که فرصت طلبان حلیه گر در این وادی چه کردند؛ فرزندم از مشکلات نهراس که اگر نهراسیدی آبدیده خواهی شد و اگر آبدیده شدی هیچ مشکلی تو را از پای در نمی آورد.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *