Search
یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • :
  • :

زندگینامه شهید فرشاد حسونی زاده

زندگینامه شهید فرشاد حسونی زاده

در دهمین روز از خرداد ماه ۱۳۴۴ در سوسنگرد در خانواده مذهبی حسونی زاده فرزندی به دنیا آمد. پدرش عبدالکاظم و مادرش خدیجه بانو نامش را فرشاد نهادند. عبدالکاظم کارمند آموزش وپرورش مردی زحمتکش و با خداو مقید به نماز اول وقت بودو ارادت خاصی به سیدالشهدا داشت. وی ۷ دختر و ۶ پسر داشت.

بعدازتولد فرشاد خانواده حسونی زاده از سوسنگرد به اهواز مهاجرت کردندو ابتدا در خیابان نادری و سپس در محله کمپلو اهواز ساکن شدند. فرشاد تحصیلات متوسطه خود را در مدرسه مدرس گذراند.

دیپلم خودا در رشته تجربی و فوق دیپلمش را در رشته بهیاری و پس از آن لیسانس نظامی خود را در سپاه در شهر اصفهان کسب کرد.

فرشاد از همان دوران کودکی به مسایل دینی علاقه نشان می دادو به وقایع و اتفاقات جامعه بی تفاوت نبود. ایشان هم مثل خیلی از هم سن وسالانش از ظلم و ستم رژیم پهلوی وبی بند وباری حاکم بر جامعه به ستوه آمده بود.

ایشان تحت تاثیر قیام روشنگرانه امام خمینی کبیر حاکمیت ناصالح زمان خویش بپا خواست و تا پیروزی انقلاب اسلامی از با نشست در حالی که ۱۲ سال بیشتر نداشت به همراه دوستان و مبارزان انقلابیش خود با شرکت در راهپیمایی ها و بخش شبانه اعلامیه های امام راحل و حتی درگیری مستقیم با نظامیان رژیم منحوس پهلوی نقش به سزایی داشتند.

پیروزی انقلاب اسلامی باعث نشد تا تلاش و مجاهدت فرشاد فروکش کند بلکه با عضویت در گروه فعالین مسجد امام موسی بن جعفر (ع) به ادامه فعالیت های اجتماعی و مذهبی خود اقدام نمود. درحالی که پیروزی انقلاب اسلامی می رفت تا جوانه های امید رشد و متعالی را در گرو وجود جوانان و نوجوانان دینی این مرز و بوم شکوفا نماید. برگ دیگری از تاریخ حوادث تلخ و شیرین دیگری را رقم زد و مسیر زندگی فرشاد را تغییر داد.

از همان روزهای ابتدایی تهاجم وحشیانه رژیم بعث به مرزهای ایران اسلامی فرشاد ۱۶ ساله از طرف مسجد امام موسی بن جعفر عازم جبهه های حق علیه باطل شد. و زمانی که فقط ۱۹ سال داشت به صورت رسمی وارد سپاه شد.

در دوران دفاع مقدس به عنوان مربی آموزش مقابله با شیمیایی فعالیت می کرد. و در عملیات مختلفی از جمله خیبرو کربلای ۴ و۵ وفاو و… شجاعانه شرکت نمودکه نهایتا در عملیات فاو دچار عارضه شیمیایی شد تا جایی که حس بویایی خود را از دست دادو سالها با درد و رنج این زخم کهنه و تیغ خشم ونفرت صدام جاهل دست و پنجه نرم کرد. اما هرگز اجازه نداد کسی متوجه این مسله شود.

درسال ۱۳۶۶ ازدواج نمود که ناصر و زهرا و روح الله یادگاران آن بزرگ مرد و خستگی ناپذیر بودند فرشاد در هنگام تولد هر سه فرزندش  در جبهه های حق علیه بلاطل حضور داشت.

بعد از پایان جنگ تحمیلی فرشاد همچنان به فعالیت های علمی و فرهنگی خود ادامه داد و تلاش و مجاهدت و نبوف ویژه ایشان باعث شد که از اطراف فرماندهانش برای خدمت بیشتر عازم شودو اما آخرین برگ زرین زندگی پر از مجاهدت فرشاد زمانی آغاز شد که عوامل کوردل شیطان و آل سعود برای فتح کشور سوریه و نابودی حرم حضرت زینب (س) و در واقع بریدن شاهرگ حیاطی مقاومت جبهه نبدی دیگر آفریدند.

روح بلندو بی تاب فرشاد این بار هم آرام ننشست و ندای هل من ناصر امام خویش را لبیک گفت و لباس رزم پوشید و عازم سوریه شد فرشاد که نمی توانست به سالهای مجاهدت خود در دفاع مقدس اکتفا کند و در رفاه و آسایش در کنار خانواده زندگی دنیایی خود را ادامه دهد به پست و مقام دنیا پشت کردو سختی جهاد را بار دیگر به جان خرید و مجاهد فی سبیل الله شد. و بعد از رشادت ها و فداکاری های بسیار سرانجام در ۲۰ مهر ۱۳۹۴ بعد از ۳ سالل جهاد بی وقفه در منطقه قنطریه در کشور سوریه بر اثر اصابت خمپاره به مقام رفیع شهادت نایل آمد.




One thought on “زندگینامه شهید فرشاد حسونی زاده

  1. محمد

    سلام . در بالا اشاره کردید این شهید بزرگوار متولد ۱۳۴۴ است و در چند خط پایین تر اشاره کردید که این بزرگوار در ۱۳۴۶ ازدواج کرده اند . که فکر کنم ۱۳۶۶ است منظورتان . و دیگر اینکه این بزرگوار یک سال بعد از ازدواجشان که نهایت تولد اولین فرزند وی میتواند باشد فقط جنگ ادامه داشت و بعد جنگ تمام شد . و شما نوشته اید در زمان تولد هر سه فرزند ایشان در جبهه های جنگ حق علیه باطل بودند . امیدوارم متن بالا اصلاح و تاریخها دقیق نوشته شوند .

    Reply

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *