Search
پنج شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
  • :
  • :

صحبت ممنوع

صحبت ممنوع

خاطره ایی متفاوت از شهید مدافع حرم حاج حبیب جنت مکان

نگاهم کرد و گفت: «بابا استعداد یعنی عددمون! توانمون! امکاناتمون! نارنجک! تفنگ! چی داریم؟ چقدر داریم؟»

 عصبانی شد و گفت: «اصلا تو یکی صحبت نکن.» منم ساکت شدم. دوباره حرفش را ادامه داد و گفت: «الان یک نفر داوطلب می خوایم که سریع بره عقب و خبر بده که دشمن داره میاد. » باز دستم را بردم بالا و گفتم: «من می‌رم.» گفت: «آتش هست، ترکش می خوری پسر.»

گفتم: «اشکال نداره می رم.»

5-6041200

hajmحجم فایل: ۲٫۲۰ مگابایت

downلینک دانلود




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *